X
تبلیغات
پیکوفایل

آفتاب حسن

یکشنبه 4 آبان‌ماه سال 1393



ای آفتاب حسن برون آ دمی ز ابر

آبان 1393


بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست

بگشای لب که قند فراوانم آرزوست

ای آفتاب حسن برون آ دمی ز ابر

کان چهره مشعشع تابانم آرزوست

بشنیدم از هوای تو آواز طبل باز

باز آمدم که ساعد سلطانم آرزوست

گفتی ز ناز بیش مرنجان مرا برو

آن گفتنت که بیش مرنجانم آرزوست

وان دفع گفتنت که برو شه به خانه نیست

وان ناز و باز و تندی دربانم آرزوست

در دست هر که هست ز خوبی قراضه‌هاست

آن معدن ملاحت و آن کانم آرزوست

این نان و آب چرخ چو سیل‌ست بی‌وفا

من ماهیم نهنگم عمانم آرزوست

یعقوب وار وااسفاها همی‌زنم

دیدار خوب یوسف کنعانم آرزوست

والله که شهر بی‌تو مرا حبس می‌شود

آوارگی و کوه و بیابانم آرزوست

زین همرهان سست عناصر دلم گرفت

شیر خدا و رستم دستانم آرزوست

جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او

آن نور روی موسی عمرانم آرزوست

زین خلق پرشکایت گریان شدم ملول

آن‌های هوی و نعره مستانم آرزوست

گویاترم ز بلبل اما ز رشک عام

مهرست بر دهانم و افغانم آرزوست

دی شیخ با چراغ همی‌گشت گرد شهر

کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

گفتند یافت می‌نشود جسته‌ایم ما

گفت آنک یافت می‌نشود آنم آرزوست

هر چند مفلسم نپذیرم عقیق خرد

کآن عقیق نادر ارزانم آرزوست

پنهان ز دیده‌ها و همه دیده‌ها از اوست

آن آشکار صنعت پنهانم آرزوست

خود کار من گذشت ز هر آرزو و آز

از کان و از مکان پی ارکانم آرزوست

گوشم شنید قصه ایمان و مست شد

کو قسم چشم صورت ایمانم آرزوست

یک دست جام باده و یک دست جعد یار

رقصی چنین میانه میدانم آرزوست

می‌گوید آن رباب که مردم ز انتظار

دست و کنار و زخمه عثمانم آرزوست

من هم رباب عشقم و عشقم ربابی‌ست

وان لطف‌های زخمه رحمانم آرزوست

باقی این غزل را ای مطرب ظریف

زین سان همی‌شمار که زین سانم آرزوست

بنمای شمس مفخر تبریز رو ز شرق

من هدهدم حضور سلیمانم آرزوست

مولوی


هین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود

سه‌شنبه 15 اسفند‌ماه سال 1391




 

  

هین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود 

وا رهد از حد جهان بی حد و اندازه شود 

 

 

 

 

نا تمام 

خانه های ایرانی، هویت معماری شهرها

پنج‌شنبه 7 دی‌ماه سال 1391

   

  

خانه های ایرانی - هویت معماری شهرها

 

با درودهای تازه پس از درنگ چندماهه در بازگشایی این پنجره و با آرزوی سلامتی و شادکامی برای همه مخاطبان گرامی 

 

مطلب زیر در باره سرای خاتون خواندنی و تماشایی است و هم گشودن دریچه ای دیگر به میراث فرهنگی ایرانیان. آنها که اصفهان و شیراز و تبریز و کاشان و یزد و کرمان و صدها شهر و دیار دیگر را از برکت ذوق و هنر خود بهره مند نموده اند:

 

منبع: http://www.kashanart.com/modules.php?name=treeview&op=viewnodepage&nid=84 

 

 

سرای خاتون

 سرای خاتون ویلای شخصی آقای مهندس رضایی جنب میدان جشنواره قمصر کاشان واقع شده است. 

این بنا توسط استاد سید اکبر حلی و دستان توانمند هنرمندان کاشانی

با سازه  مقاوم  فلز و بتون ساخته شده است.

( تلفیق معماری سنتی و مدرن )

-حیاط و نمای اصلی بنا-

 

 

-طاق ایوان -

( تلفیق معماری سنتی و مدرن )

-وید داخل بنا در طبقه اول-

 

معماری ایرانی؛ از داشتیم تا داریم
اعظم‌السادات مسعودی علوی:
سازه‌های معماری که در کشور ما از دوران گذشته به جا مانده است، نشان‌دهنده تمدن و شکوه ایرانی است.

در سال‌های اخیر نوعی بازگشت به گذشته در معماری ایرانی دیده می‌شود که معماران معاصر سعی دارند با تلفیق امکانات جدید، معماری گذشته را احیا کنند. گزارش زیر در واقع نشان‌دهنده این رویکرد درست و اصولی است که یکی از علاقه‌مندان به معماری و هنر ایران آن را به منصه ظهور رسانده است. با خواندن این گزارش شاید شما هم به ساختن خانه‌های نوین با معماری کهن علاقه‌مند شوید.


 

بوی غذای خاتون تا 7 محله پیچیده و ذهن مرا به آن سوی دیوار می‌برد؛ حیاط شلوغ است و هر کسی به کاری مشغول است.ناگهان صدایی از پشت در مرا به خانه دعوت می‌کند؛ «بفرمایید، بفرمایید داخل». به‌خودم که می‌آیم روبه‌روی در چوبی زیبایی با دو سکو برای نشستن در طرفینش ایستاده‌ام. ناخودآگاه چشمم به طرف گچ‌بری‌های کتیبه کشیده می‌شود که روی آن نوشته شده است: 

سرای خاتون

اینجا سرای خاتون است؛ سرایی سرشار از هنر، فرهنگ، معماری؛ خانه‌ای اصیل و زیبا!
سعید رضایی، اهل شهرضا و ساکن اصفهان است. او از سال‌ها پیش هرگاه خاطرات خانه قدیمی پدر بزرگ را در ذهن مرور می‌کرد آرزو داشت روزی خانه‌ای بسازد و یافته‌ها و ارزش‌های هنر و معماری ایرانی را  از دوره‌های مختلف در آن گرد آورد و حالا دارد آرزویش را عملی می‌کند؛ در قمصر و در سرای خاتون.

می‌گوید: «  شاید در روزگار کنونی تصور روی آوردن به معماری کهن و ساخت اثری فاخر و ارزشمند که در آینده به تاریخ بپیوندد دور از ذهن باشد، اما این خانه از تصور گذشته و به عینیت و حقیقت پیوسته است...»

با آنکه اهل اصفهان است، درباره انتخاب این شهر برای اجرای اندیشه‌اش می‌گوید: «قمصر هم به لحاظ طبیعت بکرش، هم از نظر موقعیت گردشگری، گلستان‌های گل محمدی و آیین گلابگیری  از بهترین مناطق ییلاقی استان اصفهان است. از طرفی همیشه به این فکر می‌کردم که ایرانی‌ها همواره می‌گویند ما چیزهایی داشته‌ایم اما من می‌خواستم ثابت کنم ما چیزهایی داریم و وظیفه ما این است که آنچه را داشته‌ایم حفظ و به آیندگان تقدیم کنیم.حال این اتفاق زمانی رخ می‌دهد که کسی همت کند و بگوید که می‌تواند و می‌شود.

من نیز این کار را انجام دادم تا ثابت کنم که می‌توانم

و می‌شود.» او می‌افزاید: «داشـتــه‌هــای مـا، متعلق به انسان‌هایی است که در این خاک
10 هزار سال زحمت کشیدند و  رنج بردند تا خاک را به سازه‌های ارزشمند و ماندگار و اصیل تبدیل کردند.»

 معماری معاصر، به‌ویژه ساختار شهرهای بزرگ مانند تهران، اصفهان و... بیشتر تبلور یک شهر در هم گسیخته است تا شهری با پیشینه معماری کهن.

به اعتقاد مهندس رضایی، خانه ایرانی خانه‌ای است با فضایی درون‌گرا که همه اجزای آن، تمام و کمال در خدمت اهل خانه است،  اما در خانه‌های امروزی اهل خانه به‌طور کامل در خدمت خانه هستند .

 مهندس رضایی آن‌چنان بر زوایای معماری ایرانی اشراف دارد که به‌نظر می‌رسد تحصیل‌کرده این رشته باشد ولی او می‌گوید که معماری نخوانده است: «من اصفهانی هستم.  هر گوشه شهرم با معماری و هنر آمیخته است.  من فقط دقت و توجه کرده‌ام. 33کشور جهان را دیده‌ام و با دقت معماری آنها را بررسی کرده‌ام اما آنها به‌مراتب از معماری ما عقب‌ترند. 

به جرات می‌گویم که آنها باید از ما یاد بگیرند. تحصیلات من در رشته بتن است و این هیچ ربطی به معماری ندارد و خانه‌ای که در اینجا ساخته شده، چکیده بسیار کوچکی از اقیانوس معماری ایرانی است و من خجالت می‌کشم آن را در برابر آن همه شکوه و عظمت و تلاش معماران عاشق و ژرف‌اندیش گذشته ارائه دهم.»

صاحـبخـانه از من می‌خواهد تا همراهش شوم. او در بازدید از قسمت‌های مختلف سرای خاتون، از ظرافت‌ها و ویژگی‌های معماری ایرانی و کاربردی خانه برایم می‌گوید. مقابل در ورودی که می‌رسیم می‌گوید معماری خانه درون‌گراست.

 به فضای هشتی که وارد شوید باید تکلیف خودتان را روشن کنید که برای چه نیتی به این خانه آمده‌اید؛ اگر برای جلسه یا مراسمی دعوت شده‌اید باید وارد حوضخانه شوید، اگر میهمان هستید به شاه نشین وارد شوید، اگر از محارم باشید به اندرونی بروید و باز قسمت اندرونی خود دهلیزها و لایه‌های مختلفی دارد که هر کسی نمی‌تواند داخل شود.
 حال با کمی اندیشه می‌توان متوجه شد که این فضاها که به تفکیک طراحی شده‌اند می‌توانند آرامش خاصی به اعضای خانه بدهند.

مهندس رضایی، یکی از ویژگی‌های مهم و اساسی سرای خاتون را ضد‌زلزله بودن آن ذکر می‌کندو می‌گوید: «این خانه در برابر زلزله‌هایی حتی با بیش از 8 ریشتر هم مقاوم است.»
مسئولان میراث فرهنگی شهرستان کاشان و استان اصفهان در بازدید از سرای خاتون آن را شایسته ثبت در فهرست آثار تاریخی کشور دانستند؛  از این خانه مستند‌سازی‌ شده است و  به‌زودی در شورای ثبت استان، در شمار آثار تاریخی کشور به ثبت خواهد رسید.

او می‌گوید:« با توجه به وضعیت آب و هوایی ایران که مدام گرم و سرد است، کار بعدی من خانه‌ای با نمای بیرونی تخت جمشید و از سنگ و نمای داخلی برگرفته از معماری سلجوقی، صفوی و قاجاریه خواهد بود.»

به گفته رضایی، در این خانه 200نوع هنر به‌کار رفته و هنرمندانی چون استاد بنی علی با هنر آینه کاری‌اش، استاد مطیفی فرد با هنر گچ‌بری، استاد شبانی در هنر نقاشی، استاد ارس با هنر لایه چینی و استاد شعبانی در هنر کاشی‌کاری در سرای خاتون هنرنمایی کرده‌اند و هر کدام  چندین نفر زیرمجموعه نیز داشته‌اند.

 این گروه همگی زیر نظر استاد حلی - از معماران برجسته و به حقیقت از سرمایه‌های کاشان و ایران - نقشی بزرگ خلق کردند و اثری ماندگار از خود به‌جای گذاشتند چرا که این جمع در این خانه نه به‌عنوان استادانی مزدبگیر، بلکه با یک حس درونی و عشق و علاقه‌ای وصف‌ناپذیر نقش آفریدند و این حال دل آنهاست که مخاطب را با دیدن این اثر، واله و شیدا می‌کند. 

 

برگرفته از : هشهری آنلاین

 

آسبب شناسی فساد مالی

پنج‌شنبه 24 شهریور‌ماه سال 1390

 

 

آسبب شناسی فساد مالی - قانونگرایی و زمینه های اجتماعی

 

این روزها دوباره بحث اختلاس بزرگ در برخی بانکهای مهم کشور نقل محافل شده و همه رسانه‌ها در این باره خبر یا مقاله دارند. در نگاه نخست آدم شرمنده می شود که در جامعه و نظام مالی و اقتصادی زمینه برای چنان فسادهای بزرگی فراهم است و چنانکه باید آسیب شناسی صورت نمی گیرد 

 

البته در کشورها و جوامع دیگر و نظام مالی آنها هم فساد مالی به شکلهای گوناگون وجود دارد. اما ابعاد نسبی قضیه و تکرار آن و دامنه آن هشداردهنده است و برخوردی صادقانه و جدی و البته بهنگام را می طلبد 

 

اگر قرار است جامعه مسیر پیشرفت و تعالی را طی کند باید قادر باشد با آسیب شناسی اینگونه موارد و تحلیل و بررسی دقیق و عمیق هرچه زودتر آنها را سروسامان بدهد و زمینه‌های آنها را از بین ببرد و افراد جامعه را به سوی انضباط و سختکوشی هدایت کند  

 

ناتمام

سعادت فرد و جامعه

دوشنبه 31 مرداد‌ماه سال 1390

 

  

سعادت فرد و جامعه 

 

آرزوی دیرین انسانها و هدف پیامبران 

  

 

خدا را شکر هیچ اعتراضی از لحاظ توزیع عقل وجود ندارد و همه افراد حتی سختگیرها توزیع عقل را عادلانه میدانند و کسی آرزوی داشتن عقل بیشتر ندارد (برعکس آرزوی ثروت). این یک مطلب 

 

هر آدم عاقلی هم خواهان سعادتمندی در این جهان و هرجهان دیگری است. اگر توزیع عقل عادلانه است پس همه افراد عاقل و حسابگر هستند. بهترین حساب و کتاب هم این است که آدم موفق شود سعادت دنیا و آخرت یعنی خوشبختی در جهان خاکیان و جهان پس از مرگ را داشته باشد. این هم یک مطلب 

 

همین عقل حسابگر هم میگوید خوشبختی بلندمدت دنیا و آخرت برای یک فرد به تنهایی وجود ندارد. احساس خوشبختی برای یک فرد زمانی کامل میشود که همه انسانهای دیگر در سراسر جهان و بلکه همه آفرینش خداوند در این خوشبختی شریک باشند. یعنی غیرممکن است برخی از انسانها در یک طرف سرزمین خاکیان احساس خوشبختی کنند در حالی که در سایر کشورها مردم از گرسنگی یا تشنگی رنج ببرند یا در مناطقی از جهان گرفتار جنگ و ناامنی باشند. این هم نکته ای دیگر 

 

پس سعادتمندی فرد و جامعه در دنیا و آخرت به هم وابسته اند و این قصه همه نسلها و عصرها است. 

اما چرا این آرزوی دیرین انسانها و هدف همه پیامبران عملی نشده؟ چرا فقر و بیماری و جنگ و درنده خویی و پلیدیها و فسادها رخت از این جهان برنبسته اند؟  

این بحث دامنه گسترده ای دارد که باید بیشتر مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. 

  

مطلب زیر در این زمینه است: 

منبع: 

 http://www.maarefquran.org/index.php/page,viewArticle/LinkID,12925?PHPSESSID=609ae202af41390c50b8d79aba3102f5 

فرزادبالو

  

بهشت فردی و اجتماعی در قرآن؛ «آرمان‌شهرآسمان»


با نگاهی هر چند گذرا به تاریخ بشری، یکی از مهم‌ترین مسائلی که ذهن و ضمیر عقلا و عموم افراد انسانی هر قومی را به خود مشغول داشته است، دغدغه نیل به سعادت فردی و اجتماعی است. اساسا آرزوی دست یافتن به وضع مطلوب ناموجود، آدمی را بر آن داشته است تا لب به گله و شکایت بگشاید.
 
بنابراین می‌‌توان گفت اندیشه درباره بهشت فردی و اجتماعی، قدمت زیادی دارد. این مقاله بر آن است تا فارغ از آرمان‌شهرهای دیروز و فردا، اکنون و امروز را از نظرگاه اسلام و با تاکید بر آموزه‌های قرآنی آن، به داوری بنشیند. البته همچنان که در موضوع مقاله آمده است، در این مجال، صرفا بر کلیات اشارت رفته است وگرنه این موضوع، جای بسط و تجزیه و تحلیل به مراتب بیشتری دارد.
ناگفته پیداست که سعادت فردی و اجتماعی نوع انسانی، بسته به این‌که تحت تاثیر چه جهان‌بینی و ایدئولوژی- بشری یا آسمانی- قرار داشته باشد تعاریف متفاوتی خواهد داشت. در این میان و به ویژه در ادیان آسمانی، نسبتی که فرد با دنیا و در ادامه با آخرت یا سرای پس از مرگ پیدا می‌‌کند نقش تعیین‌کننده‌ای دارد.
 
اما آنچه که در سراسر عمر چهارده قرنه اسلام، همواره مورد توجه و تاکید پیروانش قرار داشته است این عقیده بوده که اسلام دین میانه‌روی است و در این مکتب آخرت به نفع دنیا و نه دنیا به سود آخرت مصادره نمی‌شود و در واقع دنیا کشتگاه آخرت محسوب می‌‌شود و بر لزوم بهره‌مندی از مواهب دنیوی انگشت تایید نهاده می‌‌شود «لاتنس نصیبک من الدنیا» (قصص/ 77) (و سهم خود را از دنیا فراموش مکن). در قرآن کریم، بهترین دعا، دعایی تلقی می‌‌شود که در آن بنده از خداوند، دنیا و آخرتی نیکو بطلبد، فارغ از این‌که در عرصه عمل و در شکل عینی آن، تصور و تصدیق آرمانشهری که پایه و اساس دینی داشته باشد تا چه حد پذیرفتنی جلوه کند. اما با رجوع به آموزه‌های دینی و به ویژه - قرآن کریم- لااقل از نظر تئوریک، می‌‌توان اثبات کرد که شارع مقدس در پی دادن تعالیم و دستوراتی است که در سایه آن بهشت فردی و اجتماعی یک مسلمان رقم بخورد و در نهایت به آرمان‌شهر زمینی دست پیدا کند.
 
بهشت فردی

 

به حضرت مسیح (ع) کلامی منسوب است که «به ملکوت آسمان و زمین پرواز نمی‌کند مگر آن کسی که دوباره متولد شود». انسان‌ها به طور عام، از «تولدی آغازین» و طبیعی برخوردارند اما «تولدی دیگر» که در واقع امری اختیاری است، نصیب آن دسته از انسان‌هایی می‌‌گردد که ایمان به خدا و عمل صالح و جهاد مداوم با خصم درون و برون را، برای چگونه زیستن خود برمی‌گزینند. لذا حیاتی تازه و نو را تجربه می‌‌کنند که بسیاری از همنوعانشان از آن موهبت محرومند. به تعبیر قرآن به «حیات طیبه» دست می‌‌یازند «من عمل صالحا من ذکر و انثی و هو مومن فلنحیینه حیاه طیبه» (نحل/97) (و هر کس از زن و مرد، کار شایسته کند و مومن باشد قطعا او را با زندگی پاکیزه‌ای حیات حقیقی می‌‌بخشیم.) علامه طباطبایی در بخشی از تفسیر این آیه می‌‌نویسد: این علم و این قدرت جدید و تازه (حیات طیبه) مومن را آماده می‌‌سازد تا اشیا را بر آنچه که هستند ببیند و اشیا را به دو قسم تقسیم می‌‌کنند: یکی حق و باقی و دیگری باطل و فانی.
 

وقتی مومن این دو را از هم متمایز دید، از صمیم قلبش از باطل فانی که همان زندگی مادی دنیا و نقش و نگارهای فریبنده و فتانه‌اش می‌‌باشد اعراض نموده به عزت خدا اعتزاز می‌‌جوید و وقتی عزتش از خدا شد دیگر شیطان با وسوسه‌هایش و نفس اماره با هوا و هوس‌هایش و دنیا با فریبندگی‌هایش نمی‌تواند او را ذلیل و خوار کند زیرا با چشم بصیرتی که یافته است بطلان متاع دنیوی و غنای نعمت‌های آن را می‌‌بیند (1) بنابراین در سایه‌سار ایمان و عمل صالح به تعبیر مولوی، آدمی چشم «آخر بین» پیدا می‌کند و در «آخور بینی» متوقف نمی‌گردد. ناگفته پیداست که این بدین معنا نیست که در صورت وصول به «حیات طیبه» آدمی باید پشت پا به همه کامیابی‌ها و برخورداری‌ها بزند و «تنها» چشم امید به مواهب موعود در «فردوس» برین ببندد چرا که با وصول به «حیات طیبه» دنیا تفسیری دیگر پیدا می‌‌کند.
 

علی (ع) در نامه 27 نهج‌البلاغه در توصیف اعتدال‌گرایی پرهیزکاران و تمایزشان با دنیاپرستان می‌‌فرمایند: «و بدانید ای بندگان خدا، که پرهیزگاران، هم در این دنیای زودگذر سود برند و هم در جهان آینده آخرت. آنها با مردم دنیا در کارهای دنیوی شریک شدند و مردم دنیا با ایشان در کارهای اخروی شریک نشدند. در دنیا زیستند، نیکوترین زیستن‌ها و از نعمت دنیا خوردند، بهترین خوردنی‌ها و از دنیا بهره‌مند شدند، آن سان که اهل ناز و نعمت بهره‌مند شدند و از آن کامیاب گردیدند، چونان که جباران خودکامه کام گرفتند. پس رخت به جهان دیگر کشیدند، با ره توشه‌ای که آنان را به مقصد رسانید و با سودایی که سود فراوانشان داد. لذت زهد را در دنیا چشیدند و تعیین کردند که در آخرت در جوار خداوندند. (2)
 

بی‌تردید، افرادی که گام به این مرحله تازه از زیستن می‌‌گذارند از «علم الیقین» به «حق الیقین» و «عین الیقین» ارتقا و ارتفاع می‌‌یابند و حقایق عالم وجود برایشان مکشوف و معلوم می‌‌گردد.

 
بهشت اجتماعی‌

 

آنچه که در این قسمت مورد مداقه و ارزیابی قرار خواهد گرفت در واقع شکل بسط یافته‌تر و اجتماعی‌تر اهم مواردی است که در گفتار پیشین و در قالب بهشت فردی بدان پرداخته شد. به تعبیر دیگر میان بهشت فردی و اجتماعی و اسلام رابطه‌ای طولی برقرار است. در آیه 66 سوره مائده می‌‌خوانیم:
 

«و اگر آنان به تورات و انجیل و آنچه از جانب پروردگارشان به سویشان نازل شده است، عمل می‌‌کردند قطعا از بالای سرشان (برکات آسمانی) و از زیر پایشان (برکات زمینی) برخوردار می‌‌شدند».
علامه طباطبایی مراد از «خوردن» در این آیه را مطلق «تنعم» و «تمتع» می‌‌داند چه این که از راه خوردن باشد یا از راه‌های دیگر. در ادامه این آیه را در مقام بیان همان مطلبی می‌‌داند که آیه 96 اعراف درصدد بازگو کردن آن است: «و لو ان اهل القری آمنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الارض و لکن کذبوا فاخذناهم بما کانوا یکسبون» (اگر مردم شهرها ایمان آورده و به تقوا گراییده بودند قطعا برکاتی از آسمان و زمین برایشان می‌‌گشودیم ولی تکذیب کردند پس به کیفر دستاوردشان گریبان آنان را گرفتیم).
 

مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر این آیه می‌‌نویسد: برکات به معنی هر چیزی از قبیل امنیت و آسایش و سلامتی و مال و اولاد است و ... جمله «لو ان اهل القری آمنوا و اتقوا» دلالت دارد بر این که افتتاح ابواب برکت‌ها مسبب از ایمان و تقوای جمعیت‌هاست نه ایمان یک نفر و دو نفر از آنها. چه کفر و فسق جمعیت با وجود ایمان و تقوای چند نفر باز کار خود را می‌‌کنند. (3) علامه در پایان از مفاد این دو آیه چنین نتیجه می‌‌گیرد که «... پس اگر انسان به صلاح و سداد گراید از این گونه آیات استفاده می‌‌شود که نظام دنیا هم از جهت ایفا به لوازم سعادت زندگی بشری، هم از جهت رفع بلا و توفیر نعمت برای او صالح خواهد شد. (4)
 

حال آیا نمی‌توان گفت که جامعه انسانی در صورت تصدیق و تمکین در برابر رسالت انبیا - و البته در همین دنیا- از مواهب سرشار مادی و معنوی بهره‌مند خواهد شد و بهشتی زمینی را تجربه خواهد کرد اما ناسپاسی و غفلت و ضبط و خفای آدمیان مانع حصول به چنین قاعده‌ای به طور همه‌جانبه و فراگیر گشته است؟

 
شواهد قرآنی و تصدیق بهشت اجتماعی

 

در قرآن کریم شواهد و مستنداتی وجود دارد که بر امکان تحقق بهشت اجتماعی در زندگی دنیوی صحه می‌‌گذارد. بنابراین ما در ادامه به ذکر پاره‌ای از این موارد می‌‌پردازیم: 

1 ) قوم نوح

 

پس از آن‌که نوح (ع) در راه دعوت قوم خویش به بندگی خدا و تقوای الهی با ناکامی مواجه می‌‌شود، این عدم پذیرش دعوت الهی را با محروم ماندن از بهشت اجتماعی برابر می‌‌داند: فقلت استغفروا ربکم انه کان غفارا. یرسل السماء علیکم مدرارا و یمدکم باموال و بنین لکم جنات و یجعل لکم انهارا (نوح/ 12-11-10) گفتم: از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او همواره آمرزنده است / تا بر شما از آسمان باران پی‌درپی فرستد / و شما را به اموال و پسران یاری کند و برایتان باغ‌ها قرار دهد و نهرها برای شما پدید آورد.
 

خالی از لطف نیست بیفزاییم که در همین سوره، شرط بندگی خدا و پیشه کردن تقوا و اطاعت از پیامبر (ص)، موجب بخشش گناهان و تاخیر مرگ تا اجل مسمی (سرآمد طبیعی) شمرده شده است. بنابراین یکی از نعمت‌هایی که در بهشت اجتماعی نصیب انسان‌های مومن و نیکوکار می‌‌شود این است که بر مرگ‌های زودرس و نابهنگام گرفتار نمی‌آید با مرگ طبیعی (اجل مسمی) از دنیا می‌‌رود (نوح / 3 و 4؛ ابراهیم / 10). 

2) قوم هود

 

در بخشی از سوره هود می‌‌خوانیم که حضرت هود (ع) قوم خود را به بندگی خداوند فرا می‌‌خواند و در خصوص رسالت الهی انتظار هیچ اجر و مزدی ندارد تا این‌که به این آیه می‌‌رسیم: «و یا قوم استغفروا ربکم ثم توبوا الیه یرسل السماء علیکم مدرارا و یزدکم قوه الی قوتکم و لا تتولوا مجرمین» (هود / 52) ای قوم من، از پروردگارتان آمرزش بخواهید پس به درگاه او توبه کنید تا از آسمان به شما بارش فراوان فرستد و نیرویی بر نیروی شما بیفزاید و تبهکارانه روی مگردانید.

 
پی‌نوشت‌ها:

1- المیزان، ج 12، ص 67.
2- نهج‌البلاغه، ترجمه عبدالمحمد آیتی، ص 643
3- المیزان، ج 8 ، ص 280.
4- همان، ج 6، ص 60.

 

 

وقت شناسی و مدیریت زمان

چهارشنبه 22 تیر‌ماه سال 1390

 

 

وقت شناسی و مدیریت زمان 

 

تا زمان را مدیریت نکنیم نمی توانیم چیز دیگری را مدیریت کنیم 

پیتر دراکر استاد مدیریت        

 

جانمایه کار و زندگی مدیریت است              

(شامل هدف گزاری و برنامه ریزی و ...) 

مدیریت زمان جانمایه همه مدیریت ها است

  

بسیاری از افراد تصور میکنند ثروت به داراییهای فیزیکی است       

در حالی که داراییها و فرآورده ها حاصل ساعتها کار مفید هستند  

بدون مدیریت زمان ثروت و دارایی بی معنی است         

هرکه ارزش لحظه ها و روزها و سرمایه عمر را بداند ثروتمند است

مردم از لحاظ داراییهای مادی در مقاطع زندگی با هم تفاوت دارند 

اما همه مردم به یکسان از 24 ساعت هر شبانه روز برخوردارند   

 

توانگر و تهیدست از سرمایه جوانی و موهبت عقل بهره برابر دارند 

حال اگر کسی اصراردارد که بی عقل و بی وقت است شایدباشد  

برعکس برخی افراد هم همواره ابن الوقت و فرصت طلب هستند 

 

قدر وقت ار نشناســـد دل و کاری نکنــد 

بس خجالت که از این حاصل اوقات بریم 

  

 

10 راهنمای ساده برای اینکه کار امروز را به فردا نیندازیم


من همیشه کار امروز را به فردا انداخته‌ام و واقعا عاشق این کار هستم و مشکلی هم با این قضیه ندارم. اما برای کسانی که می‌خواهند با این عادت مقابله کنند 10 گام ساده پیشنهاد می‌کنم.

1) ابتدا اطمینان پیدا کنید که شما واقعا می‌خواهید این کار را انجام دهید. این مرحله جدی است و اصلا آن را کنار نگذارید.

2) کارها را ساده کنید- شرایط را با ابزار، آرایش و چیدمان و قالب‌بندی کردن و هر چیزی از این قبیل شلوغ نکنید، فقط شروع به کار کنید.

3) قبل از نگاه به میل یا هر کار دیگر، امروزتان را با کار مربوطه آغاز کنید.

4) هر چیزی را که در مسیر کارتان مانع ایجاد می‌کند از سر راه بردارید از جمله خاموش کردن اینترنت.

5) حالا فقط کافی است شروع به کار کنید. با شیرجه رفتن، بر مانع اولیه غلبه کنید.

6) به خودتان بگویید که من این‌کار را به مدت 10 دقیقه انجام می‌دهم.

7) هر کاری که بیش از همه شما را به هراس می‌اندازد در بالای فهرست کارهایی که باید انجام دهید قرار دهید- با انجام سایر کارهایی که در فهرست قرار دادید آن را به تاخیر خواهید انداخت.

8) در ارتباط با کاری که می‌کنید چیزی پیدا کنید که برایتان هیجان‌آور و شوق‌انگیز باشد.

9) کامل و عالی انجام دادن کار را فراموش کنید. فقط شروع به کار کنید بعدا فرصت بهتر کردن و اصلاح آن هست.

10) اگر همچنان کار امروز را به فردا موکول می‌کنید، مجددا ارزیابی کنید که آیا واقعا می‌خواهید این‌کار را انجام دهید. در مورد انجام ندادن یا واقعا به تعویق انداختن آن فکر کنید و تصمیم بگیرید.

اگر با همه اینها باز هم نتیجه نگرفتید، چرت کوتاهی بزنید یا بیرون بروید و از طبیعت لذت ببرید یا اصلا هیچ کار نکنید. همه زندگی که در حداکثر بهره‌وری خلاصه نمی‌شود. کمتر کار کنید.

 

مترجم: امید شکیبا

منبع: روزنامه دنیای اقتصاد

http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=186855

 

 

چهار روش اتلاف وقت: کار نکردن، کم کارکردن، بد کار کردن، کار بیهوده کردن 

چهار روش استفاده از وقت: کار مفیدکردن، بیشتر کارکردن، خوب کارکردن، پرهیز از کاربیهوده  

 

امروز و فردا کردن (یا دست دست کردن) قاتل وقت است یعنی زمان گرانبها را بر باد میدهد 

 

 

 

مشترکات دیرین: سختکوشی

چهارشنبه 1 تیر‌ماه سال 1390

  

مشترکات دیرین: سختکوشی و کار مفید

 

 آیـنـه چون نقـش تو بنــمود راست 

خود شکن آیینه شکستن خطاست 

 

اولین کاری که باید کرد حساب کردن است

 

مقایسه امکانات اقتصادی و صنعتی کشور ۸ میلیونی سوئیس با کشور 75 میلیونی ایران 

 

مقایسه جایگاه و امکانات افراد یا کشورها از لحاظ دقت تعاریف و معیارها و اندازه گیری شاخصهای بین المللی جای بحث و تفسیر دارد، اما بررسی کلی تفاوتهای آماری یا کیفی کشورها معیارهای ساده و مناسبی فراهم می آورد که برای هشیاری و اعلام زنگ بیداری یا اصلاح مسیر لازم است.

 

در مقایسه کشورها و امکانات آنها مثلاً کشور سوئیس را با ایران مقایسه کنیم:  

تقریباً همه میدانند که کشور ۸ میلیون نفری سوئیس 

پول جهانی دارد (فرانک سوئیس در کنار دلار، یورو، پوند و ین ... پول مهمی است) 

نظام بانکی جهانی دارد که از قدیم مرکز نگهداری ثروت توانگران همه دنیا بوده است 

صنایع جهانی دارد که ساعت سازی یکی از آنها است  

 

اما ایران یک کشور 75 میلیون نفری با تمدن چند هزار ساله است 

آیا پول ما جهانی است؟ 

آیا نظام بانکی ما جهانی است؟ 

آیا صنایع ما جهانی است؟ 

اگر اینها جهانی نیست، پس کدام هنر یا صنعت یا دستاوردهای ما جهانی است؟   

صادرات و تولید و استاندارد زندگی 75 میلیون ایرانی در مقایسه با ۸ میلیون سوئیسی چگونه است؟  

 

نکته ساده این است که وقتی به تمدن و فرهنگ و تاریخ مان می نازیم و شعار می دهیم و گاهی دچار غرور کاذب می شویم بهتر است به جایگاه و امکانات امروز کشورمان نگاهی دقیقتر بیندازیم و کلاهمان را قاضی کنیم و با خودمان و دیگران روراست باشیم. 

 

ارزیابی و مقایسه چیزها و مشاهدات و ملاحظات هوشمندانه بارزترین ویژگی آدمیزاد است. 

آمار چیز خوبی است و امکان مقایسه را هرچه بهتر و مؤثرتر فراهم می کند. البته باید آمار معتبر و بموقع داشته باشیم. بدون آمار معتبر و بموقع برنامه ریزی و مدیریت و سرمایه گذاری و بسیاری چیزهای دیگر می لنگد. از پیش بینی تعداد پارکینگهای پایتخت گرفته تا تعداد مدرسه و بیمارستان و تعداد بیکاران و هزار قلم چیزهای دیگر مرتبط با رفع نیازهای اجتماعی همه به آمار معتبر و موثق وابسته است. بدون آمار و برنامه ریزی یک جامعه کوچک چندنفری را هم نمی توان خوب اداره کرد و باید منتظر افت کیفیتها و استانداردها بود یعنی پسرفت و سیرقهقرایی که خیلی بدتر از درجا زدن است. اگر در جایی هر روز کارها خرابتر میشود و کیفیتها افت میکند نشانه نبودن برنامه ریزی و تصمیمهای درست و بموقع است. هرجایی هم که مرتب پیشرفت دارد معجزه نمیکند فقط آدمهای عاقل و باتجربه اصول ساده برنامه ریزی و تصمیمهای درست و بموقع را پیاده میکنند .

 

درست است که استعمارگران و بیگانگان در طول تاریخ مزاحم و مانع پیشرفت ما بوده اند ولی سهم خودمان در عدم پیشرفت یا عقب ماندگی ما چیست؟ آیا تورم بالا را می توان به گردن استعمارگران انداخت؟ آیا کیفیت پایین خدمات در برخی سازمانها یا احتمالاً فساد اداری را میتوان به گردن دیگران انداخت؟ آیا تغییرات پیاپی و مخل نظم سازمانی یا برعکس مصادره همیشگی پستها و موقعیتهای اداری توسط مقام پرستان و رانتخواران به بیگانگان ارتباط دارد؟ 

از دهه 1340 تاکنون حدود 50 سال است که در ایران خودروسازی داریم. کره ایها بعد از ایران به صنعت خودروسازی وارد شدند. اما سهم ما در بازار جهانی اتومبیل کجاست و سهم کره ایها کجا؟ 

در صنعت نفت هم حدود 60 سال که نفت را ملی کرده ایم و از پیشگامان اوپک بوده ایم؟ آیا جایگاه جهانی ما در صنعت نفت متناسب با 60 سال تجربه است؟ 

 

چگونه است که وقتی یک تیم ورزشی مان در میدانهای جهانی ناموفق عمل میکند فریادها و اعتراضها براه می افتد، اما برای عملکرد ناموفق سازمانها و صنایع کلیدی کشورمان به فکر نمی افتیم؟ چرا همه چیز را سیاست زده کرده ایم؟ براستی اشکال کار ما کجاست؟ چگونه باید به خودمان شوک وارد کنیم تا هوشیار شویم و مسیر را اصلاح کنیم؟ 

ایرانیهای عزیر، اگر در یک خانواده 4-5 نفری هم همه چیز سیاست زده شود نظم و نظام آن خانواده به هم می ریزد.

 

 

 [ناتمام] 

 

 

مشترکات دیرین: مسئولیت پذیری

چهارشنبه 11 خرداد‌ماه سال 1390

  

 گندم از گندم بروید جو ز جو                  

از مکافات عمل [و بی عملی] غافل مشو

 

مشترکات دیرین: مسئولیت پذیری

 

مسئولیت کردار و گفتارمان را بپذیریم: اولین گام در مسیر پیشرفت و خودسازی

راستی و درستی را همچون سخاوت و شجاعت ارج بنهیم 

اعتبار و اعتماد و آبرو سرمایه زندگی و حاصل زیستن صادقانه است نه وعده و شعار و زبان بازی

زورشنیدن از فرادستان و زورگفتن به فرودستان نشانه فرومایگی است 

دست از توجیه و دلیل تراشی بیهوده و بیپایه برداریم و عمر گرامی را تلف نکنیم  

 

اشتباهات آشکار خود را به گردن این و آن نیندازیم بویژه مظلومان و دیوارهای کوتاه  

پافشاری بر اشتباهات و لجبازی نشانه تعصب و جاهلیت و البته موجب زیان است

پوزش خواستن برای اشتباهات نشانه شجاعت و شهامت است  

سرعت انتقال داشته باشیم و پوزش خواستن را به تأخیر نیندازیم 

کارهای امروز را به فردا نیاندازیم بویژه کارهای خیر و تسویه بدهی و استرداد امانت  

زندگی در سرزمین خاکیان دوره ای کوتاه و برای یکبار است هیچ روزی را تلف نکنیم

 

نگذاریم وجدان مان به خواب برود حتی اگر کارکرد وجدان را به درستی ندانیم

تمرین کنیم که بیشتر عمل کنیم و کمتر حرف بزنیم حتی روزه سکوت بگیریم تا آدم شویم 

تا حرکت مهمی را آغاز نکنیم و پیگیر پروژه ای نباشیم 

       انتظار رویدادها و نتایج مهم انتظاری بیهوده است

دانایی و خردمندی را در نتایج برنامه ریزیها و پیشرفتهای ملموس نشان دهیم

 

خدای تعالی به کسانی کمک میکند که به خود کمک میکنند (در راه خیر گام عملی برمیدارند) 

کسانی که برنامه و عمل سنجیده و اقدام بموقع دارند دعایشان زودتر مستجاب می شود 

    چه بسا زودتر از دعای آسوده طلبان خلوت گزیده و از دنیا بریده 

به دعا یا نفرین چند موجود خودپرست آفریدگار جهان برنامه های آفرینش را تغییر نمیدهد

نفرین پیام آور درماندگی است، توانگران به جای نفرین گام عملی و بموقع بر میدارند و قضا و قدر را تغییر میدهند. دانایان به جای نفرین بر تاریکی شمعی فرا راه خود و دیگران روشن میکنند  

 تا خودمان را عوض نکنیم نمی توانیم چیزی را عوض کنیم یا سبب ساز اتفاق مهمی باشیم

دست برداریم از پندارهای کودکانه و خیالبافی غافلانه و غرورهای جاهلانه  

با خودمان روراست باشیم و از خودفریبی و مردم فریبی بپرهیزیم

مادامی که اشتباهات خود را تکرار می کنیم تاریخ ناخوشایند و نابرازنده تکرار می شود 

نمی توان عقل را تعطیل کرد و به انتظار معجزه دانایی و توانایی نشست 

نمی توان سالها ریاضی و منطق آموخت و در استدلالها و تحلیلهای ساده خود را به نفهمی زد

نمی توان درسهای تاریخ و سنتهای الهی را نادیده انگاشت و به انتظار الطاف الهی نشست  

 

اگر در راه درست گامی برنداریم (به بیراهه برویم) 

          ده سال و بیست سال و پنجاه سال عمر و بلکه سده ها همه بی حاصل خواهندبود 

اما هرگاه در مسیر درست مسئولانه قدم برداریم و کارنامه خود را صادقانه حسابرسی کنیم  

        حتی یک سال و دو سال هم می تواند بسیار پربار و توأم با نتایج بزرگ باشد  

             چه برسد به دهها برنامه پنج ساله و چشم اندازهای بیست ساله و پنجاه ساله ...

             دوسال دوره پرافتخار امیرکبیر از یک قرن سلطنت طولانی قاجارها پربارتر بود

بپذیریم که ناهماهنگی و نادانی و خودپسندی و آسوده طلبی خودمان در عقب ماندگی ما نقش دارند  

تاریخ و جغرافیای جهان پر است از مثالها و عبرتها ولی چه کم شمارند عبرت بینان

  

 

فاعتبروا یا اولی الابصار 

 

المؤمن مرآت المؤمن: برادران ایمانی آینه یکدیگرند   

 

هان ای دل عبرت بین از دیده عبر کن هان    ایوان مدائن را آیینه عبرت دان ـ خاقانی  

بس مالکان باغ که دوران روزگار      کرده است خاک شان گل دیوارهای باغ ـ سعدی 

گر مسلمانی از این است که حافظ دارد       وای اگر از پس امروز بود فردایی  

 

 

مشترکات دیرین: دیوان غربی شرقی

دوشنبه 19 اردیبهشت‌ماه سال 1390

 

 

دیوان غربی شرقی

 

                                        آن که خورشید عشق در دل و نورافکن عقل در سر دارد  

                                        با کمال فروتنی به مشترکات بیشمار نوع بشر می نگرد  

                                 و از هرگونه خودپسندی و نژادپرستی و دورویی شرم دارد

 

۱۳۹۰-۲-۱۹ 

 

"دیوان غربی شرقی" گوته شاعر آلمانی با ترجمه محمود حدادی و با مقدمه‌ای از برند اربل سفیر آلمان در ایران توسط انتشارات کتاب پارسه منتشر شد.   

 

   http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1302989 

 

خبرگزاری مهر - گروه فرهنگ و ادب: رئیس انجمن گوته در وایمار و محمود حدادی براین کتاب که در 400 صفحه تنظیم و ترجمه شده، مقدمه نوشته‌اند و درباره کتاب و ارتباط معنوی و ذهنی گوته با حافظ شیرازی سخن گفته‌اند. 

 

یوهان ولفگانگ گوته "دیوان غربی شرقی" را زمانی سرود که با اشعار حافظ آشنا شده بود. او در سال 1814 متن کامل دیوان حافظ را به ترجمه ژوزف هامر فون پورگشتال دیپلمات اتریشی خواند و اگرچه این ترجمه پُر ایراد و شتاب‌زده بود، گوته را متوجه عمق و فحوای شعر حافظ کرد و او را به سرودن غزل‌واره‌هایی شبیه شعر نابغه ایرانی سوق داد.  

 

گوته در زمانی کوتاه سه مجموعه خطاب به حافظ سرود و بعد بر سر این کار شوقی بیشتر به ادبیات فارسی پیدا کرد و با وجود کمبود منابع به مطالعه تاریخ و فرهنگ فارسی روی آورد. 

جانمایه این اثر بیش از هر چیز از کلام حافظ برگرفته شده است اما گوته در همان روزهای آغاز سرایش دیوانش به عشقی افلاطونی دچار شد و عاشقانه‌های معنوی‌اش را شور و جذبه‌ای

دیگر آمیخت. 

 

دیوان غربی شرقی در سال 1819 منتشر شد و یکی از مهمترین آثار خلاقه برخاسته از گفتگوی فرهنگ‌ها و پیوند تمدن‌های شرق و غرب به شمار می‌رود. دیوان گوته مفصل‌ترین دفتر شعر عمرش و ثمره تلاش این شاعر آلمانی در راه پایه‌گذاری ادبیات نو جهانی در طلیعه جهانی شدن رابطه ملتها و برابر نهادی در مقابل پدیده جهانگیر استعمار بود

 

هر کدام از دفترهای 12 گانه این دیوان در کنار عنوان آلمانی یک عنوان فارسی یا عربی هم دارد و شاید هم در تنوع، الگویشان نظام سالها با ماه‌ها و فصل‌هایش باشد چرا که مثل فصلها، هر باره یک خویشاوندی و همجواری سه گانه در آنها به چشم می‌خورد. 

 

مغنی نامه، حافظ نامه و عشق نامه یعنی سه دفتر اول کتاب بیش از همه از شیوه حافظ تاثیر گرفته است. در پی آنها سه دفتر نظاره‌گری و باریک‌اندیشی، یعنی تفکرنامه، رنج نامه و حکمت نامه آمده و سپس دفترهای تیمورنامه، زلیخانامه و ساقی نامه و سرانجام مجموعه سه گانه آخر یعنی مثل‌نامه، فارسی‌نامه و خُلدنامه با موضوع مشترک دین و ملکوت آمده است.   

 

  

مشترکات دیرین: کمال طلبی

شنبه 17 اردیبهشت‌ماه سال 1390

 

 

مشترکات دیرین: کمال طلبی

 

اگر کیفیت و محتوای مطالب با انتظارات و طبع و ذوق والایتان فاصله بسیار دارد حق با شما است 

باید بیشتر بکوشم و بر کیفیت و محتوا بیفزایم و استانداردها را بالاتر ببرم  

به شما اطمینان میدهم که به قدر وسع بکوشم تا حق سخن را بجای آورم و در این تلاش از خداوند بخشاینده مهربان یاری میطلبم

 

 

   1       2       3       4    >>