X
تبلیغات
رایتل

درسهای تاریخ: جور دیگر باید دید

 

سگی بگذار ما هم مردمانیم    

 

نه همین لباس زیباست نشان آدمیت  

 

ملاشدن چه مشکل، آدم شدن محال است؟!  

 

پیشرفت مادی و عقب ماندگی اجتماعی و انسانی: به نظر می رسد با پیشرفتهای ظاهری و مادی بشر درنده خویی و گرگ صفتی و جنگ طلبی هم ماهیت و شکلهای تازه ای یافته اند. در روزگاران گذشته جنگها بیشتر یادآور حمله فیزیکی به دیگر کشورها و دست اندازی به منابع آنها بود. اما در این روزگار جنگ اقتصادی (به شکل جنگ تجاری و جنگ ارزی ...) یا جنگ نرم (به شکل جنگ روانی و رسانه ای ...) کاربرد بیشتری دارند، هرچند در دوره های تاریخی مختلف از این ابزارها استفاده برده اند. مثلاً در جنگهای قدیمی هم محاصره اقتصادی و بستن راههای تدارکاتی طرف مقابل یا دست یازی به انواع حیله ها و فریبکاریها از عوامل پیروزی محسوب میشدند. 

 

لزوم اصلاح نگرشها و فرضیه ها: اما ریشه همه جنگها در برتری جویی و رقابت منفی نهفته است یعنی دیدگاهی که برنده شدن یک طرف را الزاماً در گروی شکست طرف دیگر می داند. اگر این دیدگاه اصلاح شود تکامل به سوی زندگی واقعی انسانی از دوران درنده خویی و بربریت آسان تر خواهد شد. اگر رقابت منفی به رقابت مثبت و انرژی منفی به انرژی مثبت تبدیل شود، مسیر تخریب و تقابل هم به مسیر سازندگی و تکامل تحول خواهد یافت. پایداری هرگونه صلح و آرامش در جامعه بشری (در یک کشور یا در سراسر دنیا) در همین قضیه است.  

 

پرهیز از افراط و تفریط و رویکرد واقعگرا: هرچند  از آدمخواری آدمی در جهنم تباهی تا ایثارگری انسانی در مدینه فاضله راه درازی وجود دارد و در سراسر تاریخ جنگها و دشمنیها وجود داشته اند، در مقاطع تاریخی مختلف پایداری صلح و آرامش نیز تجربه شده، خواه به لحاظ درک بالای رهبران و آگاهی عمومی در جهت سازگاری و سازندگی و تمرکز بر مشترکات و منافع مشترک بی شمار و یا به لحاظ استقرار پایه های محکم اجتماعی و امنیتی ... 

 

مثالهای واقعی در تأیید و نقض فرضیه ها: برای مثال در نیمه دوم قرن بیستم کشورهای اروپایی پس از قرنها جنگ و درنده خویی و برادرکشی بالاخره در مسیر اتحاد و تفاهم و اشتراک مساعی گام برداشته اند و اگرچه تا اتحاد واقعی و ایجاد هویت اروپایی مشخص فاصله زیادی دارند، نهادهای اروپایی و پول مشترک اروپایی نمونه هایی از همکاری سازنده آنها است. البته هرگونه حرکتهای سیاسی افراطی و نژادپرستانه و خودپرستانه می تواند دوباره این کشورها را در سیر قهقهرایی ببرد 

 

نقش رهبری آگاهانه و تشکیلات کارآمد: پیش شرط اساسی دستیابی به وضعیت برد ـ برد (در مقابل وضعیت برد ـ باخت یا باخت ـ باخت) رهبری عقلایی و آگاهانه است یعنی ایجاد شرایطی که در آن به جای رقابت منفی و انرژی منفی بر رقابت مثبت و انرژی مثبت تأکید شود و جنگ اقتصادی و سیاسی یا جنگ روانی و رسانه ای جای خود را به تفاهم و اشتراک مساعی در همه زمینه های یادشده بدهد. رساندن جامعه به چنان درک بالا و مسیر رشد و تعالی مداوم نیازمند رسیدن رهبران جامعه به چنان درک و مسئولیت پذیری و دوراندیشی و دوری از خودپرستی است