X
تبلیغات
رایتل

جایگاه امید و تلاش؛ تعادل ثبات و تحول

چهارشنبه 24 شهریور‌ماه سال 1389

 

 

 

جایگاه درست امید و تلاش؛ تعادل ثبات و تحول 

 

همه زندگی بر پایه امید و توکل است 

اما آرزوها با پژوهش و تلاش به سرانجام می رسند، از تو حرکت از خدا برکت 

 

خردمند به ‌کار خویش تکیه کند و نادان به ‌آرزوی خویش - امام علی (ع) 

با توکل زانوی اشتر ببند         - مولانا جلال الدین بلخی

 

امیدواری را عادت خود نمایید

 

امیدواری یعنی احتمال زیادی می دهیم که در آینده به هدف هایمان برسیم. امید نیرویی هیجانی است که تخیل را به سمت چیزهای مثبت هدایت می کند. امید به ما انرژی می دهد و مجهزمان می کند، و مانند کاتالیزوری برای کار و فعالیت عمل می کند. به سبب این که امید مستقیما با میزان اعتمادمان ارتباط دارد ، به ما الهام می دهد که هدفمان را بالاتر بگیریم، تلاش بیشتری کنیم و قدرت مقاومت بیشتری داشته باشیم.  


تحت تاثیر امید در مورد چیزها با معیار امکانها ، پاسخها و راه حلها به جای محدودیت ها، از دست دادن ها و ترس ها می اندیشیم . این گرایش ذهنی مثبت ، زمینه باارزشی برای تلاشمان در یافتن راه حل مشکلات به وجود می آورد . امید همچنین به ما انعطاف پذیری ، نشاط و توانایی خلاصی از ضرباتی را که زندگی به طرف ما حواله می کند، می دهد.  


پژوهش های روان شناختی نشان می دهد که امید به مردم کمک می کند تا از پس مشاغل دشوار برآیند، تحمل بیماری های سخت را داشته باشند، از افسردگی اجتناب کنند و از نظر تحصیلی موفق تر شوند. در پژوهشی از حدود 4000 دانش آموز، مشخص شد که دانش آموزان سال اول متوسطه، تحت تاثیر امید، نمراتشان را دقیق تر از امتیازهای امتحانات ورودی کالج یا میانگین نمرات دبیرستان پیش بینی کردند.    

وقتی امید محو می شود چه اتفاقی می افتد؟

 

ما معمولا درباره ارزش واقعی امیدواری، تا وقتی که از دستش ندهیم، فکر نمی کنیم. امید موهبتی هیجانی است که آن را حق خودمان می دانیم. اما ارزش کامل امید وقتی به طرزی دردناک آشکار می شود که اثرات تخریبی ناامیدی را احساس می کنیم. 


البته همه می دانیم وقتی امید از دست می رود چه اتفاقی می افتد. اعتمادمان را از دست می دهیم. قدرت اراده مان کاهش می یابد. از به کارگرفتن استعداد مان دست بر می داریم. سطح توقعاتمان را کم می کنیم و شروع به ارزیابی موقعیت های عقب نشینی می کنیم. نیرویمان تخلیه می شود و به سوی نگرش `فایده اش چیست؟` سوق داده می شویم. تفکر خلاقمان از زاویه دید نوآورری دور می شود و در عوض با این تصور قوی که تمام چیزها دلگیر، تاریک و مشکل اند، تلف می شود.  


در باره نیروی امید تحقیقات جالبی توسط مارتین سلیگمن، روان شناس دانشگاه پنسیلوانیا، انجام شده است. او سازه `ناتوانی آموخته شده` را وضع کرد تا توضیح دهد وقتی مردم این امید را که تلاشهایشان می تواند تاثیر مثبتی داشته باشد از دست بدهند، چه اتفاقی می افتد . این حالات با انفعال، `تسلیم به شرایط ناخوشایند` و حتی یاس مشخص شده است. ناامیدی در حد افراط فرد را به سمت ناراحتی های خطرناک افسردگی می راند. 

چگونه می توان به طور سنجیده امید را پرورش داد؟


اشتباه اکثریت این است که روی امیدواری به عنوان چیزی که `به راحتی اتفاق می افتد` حساب باز می کنند. ما توجه نمی کنیم که امید نظمی ذهنی است که می توان آن را به کار بست. در مدارس به ما آموزش نمی دهند که امیدواری مهارتی است که باید آن را پرورش دهیم. امیدواری بسیار فراتر از آن است که به شانس و اقبال واگذار شود. ما باید آگاهانه روی آن کار کنیم تا امیدواری بخش فعالی از روند فکری روزانه مان شود.
اساسا امیدواری عمل تمرکز ذهنی است. روحیه مثبت وقتی ایجاد امید می کند که توجه مان را سمت موارد زیر هدایت کنیم: 


• به کارهایی که می توانیم انجام دهید تا کارهایی که نمی توانیم
• به کارهایی که می توانیم کنترل کنیم تا کارهایی که نمی توانیم
• به چگونگی به کار گرفتن قدرت و منابع خودمان به بهترین وجه
• به جنبه های مثبت زندگی مان ، مانند موارد موثر آن
• به امکانات تا محدودیت ها  


ما باید امیدواری را مانند نوازندگان حرفه ای که هر روز گام های موسیقی، یا مانند قهرمانان ورزشی که هر روز انداختن توپ را تمرین می کنند، هر روز ... با نظمی سخت ... و با عزمی بی امان برای پیشرفت تمرین کنیم. 

 

از وبلاگ 118